تبليغاتX
سیاه وسفید

در اين‌ جامعه‌ي‌ ابتدايي‌ وظيفه‌ي‌ خاصي‌ برعهده‌ي‌ زن‌ گذاشته‌ شده‌ بود: وي‌ گذشته‌ از آنكه‌ نگهبان‌ آتش‌ و شايد مخترع‌ و سازنده‌ي‌ ظرفهاي‌ سفالين‌ بود، مي‌بايستي‌ چوبدستي‌ بردارد و در كوهها به‌ جستجوي‌ ريشه‌هاي‌ خوردني‌ گياهان‌ يا جمع‌آوري‌ ميوه‌هاي‌ وحشي‌ بپردازد. شناسايي‌ گياهان‌ و فصل‌ رويش‌ آنها و دانه‌ هايي‌ كه‌ مي‌آورد، مولود مشاهدات‌ طولاني‌ و مداوم‌ وي‌ بود و او را به‌ آزمايش‌ كشت‌ و زرع‌ رهنمون‌ مي‌شد. نخستين‌ كوششهاي‌ وي‌ در زمينه‌ي‌ كشاورزي‌، بر روي‌ زمينهاي‌ رسوبي‌ انجام‌ گرفت‌ و در همان‌ حال‌ كه‌ مرد اندكي‌ پيشرفت‌ كرده‌ بود، زن‌ با كشاورزي‌ در عصر نوسنگي‌ - كه‌ سكونت‌ در غاربدان‌ دوره‌ تعلق‌ دارد - ابتكارات‌ فراواني‌ به‌ منصه‌ي‌ ظهور رسانيد. اين‌ امر ناگزير به‌ ايجاد تفاوتي‌ بين‌ زن‌ و مرد مي‌انجاميد، و شايد همين‌ موضوع‌ سبب‌ شده‌ باشد كه‌ در جوامع‌ نخستين‌، زن‌ بر مرد برتري‌ يابد. در چنين‌ جوامعي‌ زن‌، كارهاي‌ قبيله‌ را اداره‌ مي‌كرد، به‌ مقام‌ روحانيت‌ مي‌رسيد، و در عين‌ حال‌ سلسله‌ي‌ وي‌ زنجير اتصال‌ خانواده‌ بود. اين‌ نحوه‌ از اولويت‌ و برتري‌ زن‌ از مختصات‌ ساكنان‌ اصلي‌ فلات‌ ايران‌ بوده‌ و بعدها در آداب‌ آرياييان‌ فاتح‌ وارد شده‌ است‌. 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:23  توسط ساحل  | 

 

تحقيقات تاريخي و دين پژوهي بر وجود پيامبران الهي و حكيمان يكتا پرست در ايران باستان صحه مي گذارد. اين موضوع از چند لحاظ حايز اهميت است: نخست اين كه ريشه وحياني بعضي از تعاليم ديني ايران باستان، مانند اعتقاد به خالق متعال و بهشت و دوزخ، مشخص مي سازد؛ ثانياً اين عقيده كه همه مردم ايران، آتش پرست، خورشيد پرست و مانند آن بودند را رد مي كند و در مقابل، اين احتمال را قوت مي بخشد كه هنگام ورود اسلام به ايران، آثاري از تعاليم انبياء الهي و حكيمان يكتا پرست باقي بوده است؛ چنان كه ايرانيان «اهل كتاب» قلمداد شدند و در نتيجه خدمات متقابل اسلام و ايران، تمدن اسلامي به شكوفايي رسيد؛ ثالثاً سخنان حكيماني مانند شيخ اشراق، مبني بر وجود حكمت ويژه اي منسوب به حكيمان يكتا پرستِ ايران باستان اثبات مي شود.

دانشمندان غربي با بيش از دو قرن تلاش، احياگران كيش زرتشت در عصر معاصر محسوب مي شوند. آنان به دنبال آموزه هاي نابي بودند تا بتوانند آنها را جايگزين كاستي هاي آيين مسيح سازند. به همين دليل متون ديني ادياني مانند بودا و زرتشت را، كه در حال تبديل شدن به اديان خاموش بودند، با خود به غرب برده به احياي آنها همت گماشتند. آنان «اوستا» را ترجمه كردند و از طريق علم زبان شناسي، تاريخ زندگي زرتشت را تخمين زدند. پروفسور مري بويس، استاد اديان و زبان هاي ايران باستان، بخشي از اين تلاش را چنين بازگو مي كند: «در نتيجه آميخته شدن كيش مسيحيت با آشنايي با اساطير يوناني، اين يقين در اروپا پيدا شده بود كه شرك، از ويژگي هاي روزهاي كودكي نسل آدمي است و ملل متمدن، يكتا پرست هستند. گذشته از اين، مسيحيان پروتستان - كيشي كه اكثريت پژوهشگرانِ زرتشتي گري را در دامن خود پرورانده بود- به هرگونه آداب و رسومي، حتي در مورد خداي يگانه، با بدبيني مي نگريستند. پس پذيرفتن زرتشتي گريِ رايج و كوشش در پي بردن به تعاليم آن به وسيله سنت موجود و زنده، خارج از ظرفيت و حوصله و توانايي كشش شعور پژوهشگران غربي بود» .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 7:14  توسط ساحل  | 


 
در این مقاله، امکان تطابق الگوی «سلطنت شیعی» بر حکومت‏های صفویه و قاجاریه مورد بررسی قرار گرفته است؛ الگویی که با عنایت به نبودِ تعریفی جامع و مانع از آن سعی شده با بررسی نظریه‏های سلطنت ایرانشهری و سلطنت سنی بر فهم حدود و ثغور آن توانا شویم. پذیرش سلسله مراتب نظم کیهانی، نگرش خاص به پدیده شر، پیوند دین و سلطنت، هیبت سلطانی و ظل اللهی بودن سلطان از جمله ویژگی‏های عمومی نظریه‏های سلطنت می‏باشد. «تلقی الهی و قدسی» از سلطنت امری است که اهل سنت برای توجیه وضع موجود و رفع مشکله ارتباط میان سلطنت و شریعت به بسط آن پرداختند. «سلطنت شیعی» ضمن بهره‏گیری از خصوصیات مذکور، اصلی را نیز بر آن افزوده؛ اصلی که حافظ هویت شیعیان و خط مایز روشنی بین الگوی سلطنت شیعی با نمونه‏های رقیب بود. این اصل مهم، تبیین چگونگی رابطه سلطنت و امامت بود؛ امری که تا قبل از صفویه موضوعیتی برای بحث نداشت.

نظریه سلطنت، سلطنت ایرانشهری، سلطنت سنی، سلطنت شیعی و امامت.
نويسنده : طباطبایی فر، سید محسن
  •  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 11:29  توسط ساحل  | 

 
همه‌ي اهالي آزاد شاهنشاهي هخامنشي، فرمان‌برداران پادشاه پارسي به شمار مي‌آمدند. با اين حال، در برخي از بخش‌هاي امپراتوري، گونه‌هاي كاملاً متفاوت سازمان‌هاي سياسي (مانند: مونارشي، اليگارشي، آريستوكراسي، دموكراسي، و تئوكراسي) غالب و متداول بود و، فرمان‌رواياني محلي كه در امور داخلي خود مستقل بودند. به ويژه در شهرهاي سنتاً خودگردان بابلي، اهالي آزاد آن كه مالك زميني در نزديك حومه‌ي شهر بودند، قانوناً شهرونداني برابر و همپايه تلقي مي‌شدند كه داراي حق عضويت در مجالس و مجامع مردمي برخوردار از حق داوري و صدور حكم در مسائل مالي و ديگر منازعات شخصي و جرايم محلي، بودند. آنان در آيين‌هاي ديني معابد محلي شركت مي‌كردند و از برخي امتيازات اقتصادي، شامل سهميه‌هايي منظم از درآمدهاي معبد، بهره‌مند بودند.
هم‌چنين، بيگانگان و غيربوميان بسياري در بابل عصر هخامنشي زندگي مي‌كردند: مستعمره‌نشينان نظامي سلطنتي، پارسي‌ها و مأموران غيربومي در استخدام دولت (مانند: تحصيل‌داران مالياتي، مترجمان، قاضيان سلطنتي، و…)، بازرگانان و مانند آن. اين مردم، با وجود آزاد بودن، از حقوق مدني در بابل برخوردار نبودند و اجازه‌ي داخل شدن به معابد بابلي را نداشتند؛ آنان نمي‌توانستند به عضويت در مجالس مردمي بابل درآيند، و صلاحيت مدني مالكيت زمين را نيز نداشتند. با وجود اين، هر بار كه گروهي از غيربوميان به تعدادي بسنده براي تشكيل دادن جمعيت‌هاي جداگانه و مجزا، اسكان داده مي‌شدند، مي‌توانستند مجمعي مردمي را براي اداره‌ي امور خود، تشكيل دهند. براي نمونه، به موجب داده‌هاي سندي تاريخ‌گذاري شده در شهرياري كبوجيه (522-529 پ.م.)، مصري‌هايي كه در بخش معيني از بابل اسكان داده شده بودند، "مجمعي از بزرگان مصري" داشتند كه درباره‌ي زمين‌هاي متعلق به برخي مصريان حاضر در دستگاه سلطنتي، تصميم مي‌گرفت.
علاوه براين، از سده‌ي پنجم پ.م.، جوامع نيمه‌مستقل موجود در آسياي صغير، مانند ميلتوس و برخي ديگر از شهرهاي يونان، به دولت‌هاي محلي دموكراتيك واگذار شده بودند. هم‌چنين در سده‌ي پنجم پ.م.، «يهوديه» به تدريج، به ايالتي تئوكراتيك دگرگون شده و پاي‌تخت آن «اورشليم»، شهر پرستشگاهي خودگرداني شده بود. شهرهاي «فنيقيه»اي نيز از استقال بسياري بهره‌مند بودند و سازمان‌هاي سياسي سنتي‌شان را به واسطه‌ي مجالس عمومي مردان آزاد، حفظ كرده بودند؛ مجالسي كه در برخي موارد حتا قادر به محدود كردن اقتدار شاهان محلي بودند.
همه‌ي منابع، اعم از ايراني، ايلامي، يوناني و جز آن، درباره‌ي نظام شهروندي خودِ پارس خاموش‌اند. با وجود اين، شايد بتوان فرض كرد كه درباره‌ي امور مهم، در شوراهايي كه به گونه‌اي ويژه تشكيل مي‌گرديدند، تصميم گرفته مي‌شد. چنان كه هردوت اشاره كرده است (I.125)، هنگامي كه كورش كبير (529-559 پ.م.) تصميم به شورش عليه آستياگ - پادشاه ماد - گرفت، مجمعي از پارسيان را براي اعلام تصميم و نيت خويش، فراخواند
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 11:19  توسط ساحل  | 

گفتمان اسلام سياسى
 

عبد القیوم سجادی


اسلام سياسى بعنوان گفتمان ، بازتاب دهنده انديشه و عمل مسلمانان در واكنش به سياست و مسايل بين‏المللى است. اين پديده بلحاظ تاريخى از زمان نخستين رويارويى انديشه ورزان مسلمان با غرب و آموزه‏هاى جديد برآمده از تمدن غربى مطرح گرديد. مقاطع مختلف تاريخى شاهد فراز و فرود گفتمان اسلام سياسى، مفصل‏بندى ‏هاى خاص اين گفتمان در واكنش با غرب و گفتمان مدرنيته، پست مدرنيزم و امروزه گفتمان جهانى شدن بوده است. هرچند بحث از عوامل و ريشه‏هاى اسلام‏گرايى و گفتمان اسلام سياسى در چارچوب نظريه‏هاى مختلف مطرح گرديده، امّا در اين نوشتار اين بحث از منظر نظريه گفتمان دنبال خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 10:35  توسط ساحل  | 

    
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط


 

منبع: روزنامه - شرق

   ● نويسنده: عبدالجواد - ياسين

مترجم: شاهين - بدوي

 
 

معضله يامشكل (Problematic) قدرت و حكومت در اسلام مهم ترين موضوع پرداختي متفكران و انديشمندان اسلامي در حوزه سياست و اجتماع است. چنانچه اكثر اين متفكران براي يافتن جواب سئوالات خود در ارتباط با قدرت، شرايط و نوع حاكميت در اسلام به كنكاش در سنت و منابع تاريخي اسلامي مي پردازند.

عبدالجواد ياسين متفكر و فقيه مصري در كتاب خود السلطه في الاسلام (قدرت در اسلام) به بررسي چگونگي شكل گرفتن نگرش مسلمانان در رابطه با قدرت و حكومت دراسلام مي پردازد.

از نظر وي نگرش مسلمانان نسبت به اين موضوع از دريچه عقلانيت فقهي سنتي و سلفي بوده كه اين عقلانيت به علت نارسايي هايي كه بعدها به آن اشاره مي كند _ به خصوص از لحاظ تعامل با نص _ نتوانسته است جواب هاي لازم و مطابق با تحولات متغير زمان ارائه دهد. به عقيده وي حكومت ها و حاكمان نقش تاثير كننده اي بر شكل گيري اين عقلانيت داشته  اند. لازم به ذكر است كه مفهوم نص در نظر انديشمندان مسلمان به مجموعه قرآن، سنت رسول اكرم (ص) و احاديث معتبر كه مورد قبول همگان است، گفته مي شود و اكثر احكام اسلامي از قرائت آنها استنتاج مي شود. اين مطلب بيان كننده نگرش يك متفكر نسبت به فقه اهل سنت است كه تفاوت هايي با فقه شيعي دارد.

به عقيده عبدالجواد ياسين در تاريخ اسلام قدرت (حكومت ها) نقش مستقيم و تاثير گذاري در تشكيل عقلانيت اسلامي به طور عام و عقلانيت سياسي به طور خاص داشته  اند. وي هدف خود را پرداختن به اين معضله قدرت مي داند كه اكثر معضلات جامع اسلامي در تمامي سطوح عقيده، تفكر، سياست، اقتصاد، اجتماع و حتي سيكولوجي، زبان و هنر در وراي اين معضل قدرت نهفته مي داند. از نظر وي قدرت در تاريخ اسلامي و تاريخ در عقل مسلمانان دخالت و تاثير داشته و عقلانيت خود مسلمانان را اسير خود كرده است. بدين صورت كه كنش قدرت در تاريخ باعث ايجاد تاريخ سلطه و كنش تاريخ در عقل باعث ايجاد سلطه تاريخ شد. به طوري كه در تاريخ سلطه عقل فرد مسلمان دچار خضوع و اطاعت كامل در برابر حكومت ها شد و در سلطه تاريخ اين عقل وارث ميراث گذشته تاريخي برخود شد.پژوهش در اين دو موضوع تاريخ سلطه و سلطه تاريخ و ارتباط آنها با عقل فرد مسلمان، مسئله مهمي شد و سه مفهوم اساسي را به دنبال خود آورد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:35  توسط ساحل  | 

علم سياست در ايران؛ از بازشناسى تا بازسازى

دکتر مسعود پورفرد

در اين مقاله علم سياست در سه حوزه بازشناسى، بازنگرى و بازسازى مورد مطالعه قرار گرفته است. با اشاره‏اى گذرا به حوزه بازشناسى و دسته بندى آن در سه گروه كلاسيك، مدرن و پست مدرن به موضوع، روش و غايت علم سياست اشاره گرديد. در حوزه بازنگرى تفاوت رهيافت‏هاى موجود درباره علم سياست در ايران و غرب بيان شده و اشاره گرديده كه قلمروهاى سه گانه موضوع، روش و غايت در علوم سياسى غربى نمى‏توانند سازگار با خواسته‏هاى نظام دانايى ما باشند. سرانجام در حوزه بازسازى علم سياست، ضمن طرح مسأله، پيشنهاداتى در جهت بهبود وضع موجود ارائه شده است.

واژه‏هاى كليدى: علم سياست، بازشناسى، بازنگرى، بازسازى روش‏شناسى، نظام دانايى


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 15:28  توسط ساحل  | 

در شرایطی که همه جا سخن از موفقیت آمیز بودن اجلاس اخیر تهران بود استعفای دکتر لاریجانی ذهن را به خود مشغول می کند وپذیرش موفقیت مذکور را سخت می کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 14:21  توسط ساحل  | 

 

 

سرزمین ایران یکی از گهواره های تاریخ و تمدن بشری محسوب می شود که همیشه صحنه ساز دلاوری , مردانگی , تمدن , فرهنگ و پیشرفت بوده است . اگر بر اوستا , ودها , تورات , خداینامه , تاریخ مسعودی , طبری و دیگر کتب اسلامی و دینی ایرانی نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که همگی تاریخ و تمدن را از ایران زمین آغاز کرده اند . این ایران همان فلات ایران است که آشور و بابل و سومر و اکد و پارس و پارت و ماد را شامل می شود . رابرت ویزون می نویسد که سر آغاز تمدن ایران تا پانزده هزار سال پیش باز میگردد . کرونین تمدن ایران را از تمدن کهن مصر نیز قدیمی تر می داند . پرفسور اسمیت می گوید که ایرانیان بی گمان نخستین آموزگاران جهان بوده اند و آنچه مردمان دیگر دارند از ملت ایران آموخته اند ( ایران در پس پرده تاریخ , ص 13 )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 16:1  توسط ساحل  | 

وصیت کوروش بزرگ

وصیت کوروش کبیر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:20  توسط ساحل  |